خرید بک لینک

http://up.20script.ir/live/c6a4-14.gif

خوشم میاد خاطی یه تیک فک میزد ما میخندیدیم خسته هم نمیشد به هیچ وجه

مستی اخرای کار میگف اگه غول چراغ جادو میگف سه تا ارزو کن میگفتم

خاطره خفه شه خاطره خفه شه خاطره خفه شه

خاطره:خب آرزوتون قابل براورده شدن نیست

از این نیمکت سه نفره ها هس تو پارک

حالا ما 5 تایی نشسته بودیم رو این با چه وضی

میگفتم بچه ها چرا ملت اینجوری نیگامون میکنن؟

هانیه:یه نگا وضع نشستنمون بنداز میفهمی

رفتیم سوار لنجر شدیم حالم خراب شد

وسط هانی و خاطی نشسته بودم گفتم خب رو کدومتون بالا بیارم؟

هانی:کف زمین خاطی:

من:نه اینجا کثیف میشه

بعد ما کثیف شیم مث سالاد الویه اشکال نداره نه؟

از پت و مت بازیای من و مامانم نگم دیگه

صبا من تا ساعت 11 تو تخت ولوام

مامانم کولرو خاموش میکنه از گرما بیدار میشم بعد دقیقا 5 دیقه بعد از بیدار شدنم کولرو روشن میکنه

من تو در اون موقع:تف به هر چی ذات پلیده

میگم مامان میخوام برم بیرون

مامانم: من بهت پول نمیدمااا

من:اشکال نداره خودم بر میدارم

مامانم:از کجا؟

من:توکیفت مامان جونم

مامانم:تو غلط میکنی

بابام زنگ زده میگه پول کم نیاوردی بریزم حسابت؟

من:نه امروز پول داشتم بریز واسه روزای بعد

بابام:روتو برم

من برم که چش و چالم در اومد


برچسب: نویسنده: اشکان حسینیان تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 3:24

صفحه بندی